تبليغاتX


مي ستاييم روانهاي مردان پيرو راستي و زنان پيرو راستي را، در هر سرزميني كه زاده شده باشند؛ مردان و زناني كه براي پيروزي آيين راستي، كوشيده اند،مي كوشند و خواهند كوشيد.__اوستا_فروردين يشت_بند154 مهرآذین
                      فرهنگ،ادب و هنر

 

  بوي باران، 

        بوي سبزه، 

              بوي خاك

     شاخه هاي شسته، باران خورده پاك،

     آسمان آبي و ابر سپيد،

              رنگهاي سبز بيد،

     عطر نرگس،

     رقص باد،

     نغمه ي شوق پرستو هاي شاد،

     خلوت گرم كبوترهاي مست،

      نرم نرمك مي رسد اينك بهار،

      مي رسد اينك بهار،

      خوش به حال روزگار.

   خوش به حال چشمه ها و دشت ها،

       خوش به حال دانه ها و سبزه ها،

       خوش به حال غنچه هاي نيمه باز،

       خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز،

       خوش به حال جام لبريز از شراب خوش به حال آفتاب

                       اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم،

                       اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

                       اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار

       

        گر نكوبي شيشه ي غم را به سنگ؛ هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ.

 

 

                                                             « فریدون مشیری »

                                 

 

       نوروز" سفير بيداري است و جشن رستاخيزي زمين، آن هنگام كه سپيدي زمستان كوله‌بار سفر برمي‌بندد و بهاران بر جاي جاي كوه و دشت دامن بخشندگي و سخاوت خويش را مي‌گستراند. " نوروز " روز عدالت گستري زمين است و روز رستن دانه از دل خاك براي رسيدن به آسمان، روزمهرورزي در آيين تازه شدن و بريدن از خواب و خمودگي. نوروز، روز تطهير و پاكي است، روز غلبه روشني بر تيرگي و روز رهايي و آزادگي و روز تازهشدن، روز برافزوختن چراغ دل از دل تنگي‌ها، روز مدد جستن از مير نوروزي و روز خوش دلي،همانند زمين كه در نوروز آفرينش شد.

نوروز زمان شادماني است

 

     به ياد مي‌آورم كه در كتيبه هاي داريوش بزرگ ، چه خوانده ام ؛

فرمانرواي بزرگ ، بارها ، ما را به شادماني توصيه كرده بود .

شادماني .

شايد در اين برهه از زمان، ايرانيان ، شادمان ترين مردمان روي زمين باشند .

اكنون ،‌ايراني هر كجا كه باشد ، نسيم باد نوروزي نوازشش خواهد كرد .

كاش قدر اين نسيم را بدانيم تا غفلت هامان ، اسباب پشيماني نشوند .

                                       تا تنها ، اين مصيبتها نباشند كه مارا به هم نزديك ميكنند .

كاش قدر اين نسيم را بدانيم تا اين بار نيز از بهار باز نمانيم .

 

با خودم ، زياد كلنجار رفتم . نميخواستم با نوشته هايم ، شادي كسي را برهم بزنم . اما عاقبت تصميم گرفتم كه

بنويسم ، در همين لحظه ، چند هزار كودك ايراني ،‌ انتظار چراغ قرمز چهار راه هايي را ميكشند تا التماس كنند براي فروختن يك آدامس .

بنويسم ، در همين لحظه ، چند كودك افغان ، گرسنگي را تاب نياورده اند و آغوش پرگريه و چشمان خيس مادرانشان را ترك گفته اند .

بنويسم ، در همين لحظه ، چند كودك در آفريقا ، از همراهي بيماري خسته شده اند و از رنج اين ويروس مرده‌اند .

 

به ياد لوركا مي‌افتم و ترانه‌اي از او ، كه با جادوي ترجمه شاملو ، بي گمان ،‌ زيباتر هم شده است .

 

دریا خندید ، در دور دست،
دندان‌هایش کف و لب‌هایش آسمان.
ــ تو چه می‌فروشی ، دختر غمگین سینه عریان؟
ــ من آب دریاها را ، می‌فروشم، آقا.
ــ پسر سیاه، قاتی ِ خونت ، چی داری؟
ــ آب دریاها را دارم، آقا.
ــ این اشک‌های شور ، از کجا می‌آید، مادر؟
ــ آب دریاها را من گریه می‌کنم، آقا.
 

 

                                                                             « رها »
        

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 فروردین1386ساعت   توسط رها  | 

 

 

نوروز از بزرگترين جشن ملي ايرانيان با سابقه‌اي چندهزار ساله‌ است كه‌ از گذشته‌هاي دور بر جاي مانده و در نخستين روز آن "هفت سين" را همراه‌ با زايش و نو شدن طبيعت در سال جديد با انواع خوراكي‌ها مي‌گسترانند. اماعاملي كه‌نوروز را از ديگر جشن‌هاي ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگاري آن تا امروز شد فلسفه ي وجودي "نوروز" يا همان بهار طبيعت است.

برخي پژوهشگران تاريخي، جشن نوروز را به"جمشيد پيشدادي"،يكي‌از پادشاهان ايران نسبت مي‌دهند و اين جشن را "نوروز جمشيدي" مي‌خوانند. به باور آنان، جمشيد شاه بعد از يك سلسله اصلاحات اجتماعي بر تخت زرين نشست و فاصله ي بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (هرمزد) نخستين روز از ماه "فروردين" بود كه چون مردم اين شگفتي از او ديدند جشن گرفتند و آن روز را نوروز خواندند.

عده ي ‌ديگري از پژوهشگران معتقدند: نوروز از گذشته‌هاي دور، از زمان آريايي هاي ساكن در فلات ايران كه روز نخست سال و آغاز بهار را به برگزاري مراسم ويژه و توام با سرور و شادماني اختصاص مي‌دادند برجاي مانده است.

بررسي‌هاي تاريخي، حاكي از آن است كه ايرانيان درگذشته به ‌شادي به‌عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان توجه ويژه‌اي داشتند، و براساس آيين زرتشتي، چهار جشن بزرگ و ويژه از قبيل "تيرگان" ، "مهرگان" ، "سده" و "اسپندگان" را همراه با شادي و سرور و نيايش در ايران برگزار مي‌كردند.

درميان جشن‌هاي رايج در ايران "نوروز" بنابه‌ اصل تازگي بخشيدن به‌طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند، گرچه ‌با توجه ‌به ‌قانون تغيير پديده‌هاي فرهنگي، نوروز نيز ناگزير نسبت به گذشته‌ با دگرگوني‌هايي همراه بوده و همچنان هست.

به باور يك جامعه‌شناس، يكي از نمودهاي زندگي جمعي، برگزاري جشن‌ها و آيين‌هاي گروهي است، گرد هم آمدن‌هايي كه به نيت نيايش و شكرگزاري و يا سرور و شادماني شكل مي‌گيرند.

جشن‌ها و آيين‌هاي جامعه‌ ي ايران به سه گروه ‌عمده ‌شامل "ديني و مذهبي" ، "ملي وقهرماني"  و "باستاني واسطوره‌اي" تقسيم مي‌شوند.

شواهد تاريخي حكايت از آن دارد كه‌ درآيين‌هاي باستاني ايران براي هرجشن، "خواني" گسترده مي‌شده كه داراي انواع خوراكي‌ها بود.

"خوان نوروزي "،"هفت سين" نام داشت كه بر پايه عدد هفت بنا شده بود و از بقيه خوان‌ها رنگين‌تر بود.

 

باور دينی و باورهای اساطيری: 

          نوروز ايرانی جشن ويژه اهورامزدا است؛ نخستين روز هر ماه اورمزد نام دارد و  روزی است كه آفرينش جهان در آن روز واقع شده و پس از بعث و رستاخيز مردگان و از ميان رفتن بدان و اهريمن و ديوان، جهان نو مي شود. در اين روز جهان آفريده شد و انسان خلق گشت و مقدرات برای هر ماه و هر روز تقسيم شد.  بخت و سرنوشت مردم تعيين گشت و مردم به حوادثی كه در اين روز روی دهد تفأل زده و خوبی و بدی آن را پيشگوئی ميكنند؛ چنانچه از سبز كردن انواع غلات نوع غله ای را كه در آن سال محصول بيشتری مي داده است پيشگوئی مي كردند.

از زمان ساسانيان جشن سال نو و نوروز در آغاز بهار برگزار مي شده است.

آثاری كه در تخت جمشيد به شكل حجاری باقی است و نمايندگان تابعه ملل گوناگون را نمايش مي دهد كه تحف و هدايايی آورده و در انتظارند كه به ترتيب به حضور شاهنشاه رسند كه، برگردان، و رسمی از رسوم آيينی نوروزی مي دانند.

برای آغاز سال نو مردم شست و شو و غسل های ويژه و اعتراف به گناهان و طلب بخشش و آمرزش از دوستان ومعاشران و خانه تكانی و نو كردن و سفره پهن كردن و ميهمانی دادن و سور برپا داشتن و به ياد مردگان بودن انجام مي دادند.

مراسم و آدابی كه روزهاي پيش از جشن نوروز و مهرگان و روزهای پس از آن انجام مي گرديد، افروختن آتش برای راندن ارواح خبيثه و شياطين و نيز دود كردن اسفند و كندر و صمغ، و گياهان ويژه برای استمرار سلامتی و تندرستی بوده اند.

يكی از مراسم سال نو كه در آخرين روزهای سال انجام مي شد، يادكرد از مردگان و بزرگداشت ارواح درگذشتگان و اهدای نذور و صدقات و خيرات برای آنان است و  بلافاصله در نخستين روز بهار مراسم سور و سرور و شادی و جشن آغاز مي شد.

 

مراسم ميرنوروزی: 

         ميرنوروزی، عبارت از فردی عامی و از توده و عوام الناس بوده كه او را تحت شرايطی بر گزيده و برای چند روز زمام امور شهری را به عهده اش می سپردند و تفريح ميكردند. در ايام نوروز محض تفريح عمومی و خنده و بازی، ميرنوروزی را بر تخت شاهی می نشاندند و پس از انقضای ايام جشن سلطنت او نيز پايان مي يافت.

 

از دوران كهن يكی از آيين های نوروزی سبز كردن دانه ها و حبوبی است كه  بويژه  زنان در ظروف گوناگونی به عمل آورده و روز سيزدهم نوروز و جشن بهاری         دسته جمعی به بيرون شهر رفته و آن را به آب روان می افكندند؛ اين سبزه ها گاه به گونه ي هفت كه از اعداد مقدس است سبز مي شد. اقلامی كه از دانه ها سبز   مي كردند عبارت بود از : گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، كنجد، باقلا، كاجيله، ذرت و ماش؛ در سفره های هفت سين معمولاً سه ظرف سبزه به عنوان كنايه از سه اصل دينی: انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك قرار مي دادند كه اغلب گندم و جو و ارزن بود.  امروزه نيز يكی از رسوم جشن سال نو در ايران سبز كردن سبزه در ظروف سفالی است كه در آغاز اعتدال بهاری انجام مي شود. چه بسا سبز كردن سبزه خود نمادی از تكرار آفرينش باشد و يادبود آفرينش ازلی و نخستين است.

در جشن نوروز مردم به هم آب مي پاشيدند، و اين سنت از آداب كهن ايرانی است و در زمان ساسانيان معمول بوده است و هنوز در ميان ارمنيها و زرتشتيها چنين رسمی باقی است.

در قديم در هنگام نوروز و مهرگان نمايندگان ملل تابعه و وزيران و بزرگان كشوری و لشگری و نمايندگان اصناف و برزيگران و غيره، هدايايی را طی تشريفات به  حضور شاه پيش كش كرده  و شاهنشاه خود در اين مراسم حضور می يافت.

روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروز كوچك است. روز  ششم فروردين يا خرداد روز

زرتشت بوده و در آن روز بسياري از حوادث بزرگ روی داده.

 

مراسم استقبال از نوروز، بسيار پيش از فرا رسيدن سال نو آغاز مي‌شود و انگيزه‌هاي ديني و ملي، دست به دست هم داده و به گونه‌اي زيبا، انتظار نوروز را با مراسم و جشن‌هاي متنوع و وسيع، درهم و همراه نموده است. آنچه امروزه به عنوان عيد نوروز برگزار مي‌گردد جشني است به ظاهر دو هفته‌اي كه از اول فروردين ماه شروع شده و تا سيزدهمين روز فروردين به طول مي‌انجامد.

در حالي كه، دامنه مراسم و جشن‌هاي آن، بسيار وسيع‌تر از 13 روز است. صداي پاي نوروز را دست كم از دو سه هفته قبل از نوروز، مي‌توان شنيد. چهارشنبه‌سوري، خانه تكاني، خريد وسايل نو و جايگزيني با وسايل كهنه خانه، تدارك لباس نو و وسايل هفت‌سين، سبزه كاشتن و زيارت اهل قبور همه بخشي و مقدمه‌اي بر جشن نوروز مي‌باشد كه قبل از شروع سال نو برگزار مي‌گردد.

 و حتي اگر به گذشته بازگرديم و آيين‌هاي فراموش شده‌اي همچون عمو نوروز، حاجي‌فيروز، پنجه مسترقه و كوسه‌نشيني و مير نوروز و... را نيز به آن بيافزاييم، مطمئناً متوجه خواهيم شد كه نوروز بسيار گسترده‌تر از آن چيزي است كه امروزه وجود دارد.

عيد نوروز، با چيدن سفره هفت‌سين نوروزي كه رازآلوده‌ترين سنت نوروزي است آغاز گرديده و با ديد و بازديد و تبريكات و پيشكش هدايا ادامه يافته و به سيزده بدر خاتمه مي‌يابد.

با مطالعه فرهنگ عامه و اعتقادات عاميانه مردم ايران، به رفتارها، اعتقادات و باورهاي گسترده‌اي در خصوص نوروز، تحويل سال و سفره هفت‌سين بر مي‌خوريم كه تجلي‌گاه جايگاه نوروز در بين مردم مي‌باشند.

با اميد به اينكه اين جشن و ديگر جشنهاي ايراني با شور و شوق، و حساسيتي بيش از پيش بر پا شوند تا هرچه بيشتر با گذشته ي خود آشتي كنيم.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 فروردین1386ساعت   توسط رها  | 

 

از خداوند می خواهم سال 1386 سالی پر از موفقیت و شادکامی برای مردم ایران باشد و هر کسی در هر زمینه ای به اهداف متعالی خودش برسد.

 

استاد محمدرضا شجریان در پیامی سال نو و نوروز را به همه ي ایرانیان در تمامی نقاط دنیا تبریک گفت.

وی در گفتگوی کوتاه خود ابراز امیدواری کرد که در این سال از سوی دولت، محیط مناسب تری برای فعالیت جوانان در عرصه ي موسیقی فراهم شود.

شجریان در بخش دیگری از سخنانش به برنامه های خود اشاره کرد و گفت: در سال 86 با گروه جدید، سلسله کنسرت هایی را در تهران، برخی شهرستان ها و همچنین در خارج از کشور برگزار می کنم.

استاد در خصوص کارگاه های آواز که تا کنون چندین جلسه برگزار شده است گفت: پیگیری و ادامه ي برگزاری کارگاه آواز از جمله وظایف و مسئولیت هایی است که من به طور جدی دنبال خواهم کرد و امیدوارم در سال آتی وقت کافی برای آن بگذارم .

شجریان با اشاره به اینکه کارگاه مزبور شاید در ده سال آینده بازدهی داشته باشد گفت: من در این کارگاه ها به دنبال استعداد های درخشان می گردم چرا که اگر به یک فرد با استعداد یک کلید بدهید او می تواند دهها در را بگشاید و این بذری که اینک پاشیده می شود در آینده میوه خواهد داد.

ايشان در پایان افزودند: نهایت سعی من این است که مجموعه تجربیات خودم را به نسل های بعدی انتقال بدهم و در نظر دارم تا این دانسته ها را در بخش تکنیک آواز و صدا سازی که قسمت عمده ي آن به صورت تمرینات عملی است همراه با توضیحات تئوری تدوین و منتشر کنم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 فروردین1386ساعت   توسط رها  | 

 

 

 

          در آيين هاي باستاني ايران، براي هر جشن و يا مراسم مذهبي، خواني گسترده مي شد كه در آن علاوه بر آلات و اسباب نيايش مانند : آتشدان ، ماهروي و برسم ، فراوردهاي فصل و خوراكي هاي گوناگوني نيز بر سر آن خوان نهاده مي شد. زيرا خوردن خوراك مذهبي يكي از رسم هاي ديني بود و ميزد( Mayazd )   ناميده مي شد.

اين خوان را بر صفحه اي بلندتر از سطح زمين مي چيدند. ترتيب قرار گرفتن اشيا بر روي خوان نظم ويژه اي داشت و نماد اعداد مقدس بود. هميشه كوشش مي شد  خوان نوروزي كه مربوط به مقدس ترين روز سال است، هر چه بيشتر رنگين باشد.

 معمولا در اين گونه خوانها از بهترين بافته ها (پارچه سفيد رنگ) براي پوشش زير خوان و نفيس ترين قاب ها ، شمعدان ها و آتشدانها استفاده مي شد. اكنون به شرح اجزاي مختلف خوان نوروزي مي پردازيم.    

 

هفت سين ، هفت شين يا هفت چين

 

              خوان نوروزي هفت پايه اصلي دارد كه هفت سين خوانده مي شود و چيزهايي را شامل     مي شود كه نخستين حرف آنها سين است. هر چند برخي از افراد در هفت سين بودن آن شك كرده اند و مي پندارند كه بعد از حمله اعراب و ايجاد تغييرات ديني در ايران ، اين سفره هم دچار دگرگوني شده است. ولي بر اساس اسناد تاريخي به نظر نمي رسد كه اين ادعاها واقعيت دهشته باشند.

 براي مثال آنها مي گويند ايرانيان پيش از اسلام ، هفت شين داشتند و بر سر خوان نوروزي شراب و شهد مي گذاشتند. ولي هر دوي اين واژه ها عربي هستند و ايرانيان اگر قرار بود شراب بر سر خوان نوروزي بگذارند بايد هفت ميم مي داشتند. چون معادل فارسي شراب، مي است.

برخي ديگر گفته اند كه ايرانيان پيش از اسلام به جاي هفت سين ، هفت چين داشتند و مواد خوان نوروزي را بر روي هفت ظرف چيني مي گذاشنتد. اما گويا آنها فراموش كرده اند ، ايرانيان باستان تماس مستقيمي با چين نداشتند و حتي در برخي از كتاب هاي قديمي واژه ي كينيان را به جاي چينيان بكار برده اند كه بيشتر منظور اهالي سمرقند بوده است.

سفره هفت سين به ياد امشاسپندان برپا مي شود.

 

هفت امشاسپندان (Amshaspandan)

 

   1-Hoormazd)  هورمزد) اهورامزدا : به معني سرور دانا است. از آنجايي كه نزد ايرانيان باستان هر يك از گل ها و درختان ويژه يكي از امشاسپندان (به معني پاكان جاويدان) است پس درخت مورد (ياس زرد) كه هميشه سبز و خرم است ويژه هورمزد بوده و يك شاخه از آنرا سر سفره نوروزي مي گذاشتند.

  

   2-:وهومن wahouman :به معني انديشه نيك است. ياس سفيد گل ويژه بهمن ماه است پس شاخه اي از آن زينت بخش گلدان سفره نوروزي مي شد.

   

    3-ارديبهشت Ardvahisht : سومين روز فروردين ماه ارديبهشت (اشاوهيشته يا ارئه وهيشته)است كه به معني بهترين پاكي و راستي است. از آنجايي كه آتش سوزاننده ي تمام پليدي ها و روشني بخش است پس بر سر سفره نوروزي هميشه آتشداني افروخته گذاشته مي شد. چون گل مرزنگوش ويژه ارديبهشت ماه است پس آنرا بر سر خوان نوروزي قرار مي دادند.

 

  4-:شهريور Shahrevar :چهارمين روز فروردين ماه است. واژه شهريور (خشتره وئيريه) به معني شهرياري آرزو شده يا كشور جاوداني است. اين امشاسپند نگهبان فلزات و دادگري است.

 

    5-:سپندار مزد Spandarmazd :روز پنجم فرودين ماه سپندارمزد (اسفند) است كه به معني عشق و فروتني پاك (پارسايي) است. اسپند نشانهء وفا و بردباري است و بيدمشك گل ويژهء اوست.

  

    6- kHordad  خرداد : روز ششم فروردين ماه خورداد يا خوردات (هئوره تات) ، به معني كامل ،بي كاستي و رساست. گل سوسن ويژه اين امشاسپند است.

 

     7- Amurdad امرداد : هفتمين امشاسپند امرداد (امرتات) است. امشاسپند امرداد نگهبان گياهان است و هميشه همراه خرداد (نگهبان آب) است. گل ويژهء آن زنبق است.

  

 

 

      هفت سين

 

    سبزه نودميده : سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج ها است ، در قابهاي گرانبها سبز مي كردند. در كاخ پادشاهان 20 روز پيش از نوروز دوازده ستون از خشت خام بر مي آوردند و بر روي هر يك از انها يكي از غلات را مي كاشتند ، خوب روئيدن هر يك از آنها را به فال نيك مي گرفتند و مي گفتند كه آن دانه در آن سال پر بار خواهد بود. در ششم نوروز آن غلات را مي چيدند و به نشانه بركت و باروري در تالار پخش مي كردند.

 خانواده ها معمولا سه قاب از سبزه ها را به نشانه هومت ، هوخت و هورشت بر خوان مي نهادند و بر روي آنها گندم ، جو و ارزن كه خوراك اصلي مردم بود سبز مي كردند. رنگ سبز آنها رنگ ملي و مذهبي ايرانيان بود و خوان نوروزي را زينت مي بخشيد. سبز شدن دانه نماد امشاسپند امرداد است. مردم بر اين باورند كه فروهر نيكان باعث باليدن و سبز شدن دانه ها به هنگام بهار مي شود.

 سمنو : از جوانه هاي تازه رسيده گندم ساخته مي شد از آنجايي كه فروهرها باعث روئيدن گياهان و جوانه زدن آنها مي شوند ، خوردن اين جوانه هاي بارور سبب نيرومندي و باروري در تمام سال مي گردد. 

 سنجد : يكي از ميوه هايي است كه در خوان نوروزي گذاشته مي شود. چون بوي برگ و شكوفه درخت آن محرك عشق و دلباختگي است كه از مقدمات اصلي تولد و  زايندگي است ، پس وجود آن نشانه اي از زايش كيهاني است.

 سيب : روستائيان سيب را در خمهاي وپژه اي نگهداري مي كردند و پيش از نوروز به يكديگر هديه مي دادند. سيب با زايش هم نسبت دارد. بدين صورت كه اغلب درويشي سيبي را از وسط نصف مي كردو نيمي از آن را به زن و نيمه ديگر را به شوهر مي داد. بدين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايي رها مي شد.

سكه زرد و سفيد :نمادي از امشاسپند شهريور كه نگهبان فلزات است و بودن آن بر سر خوان موجب بركت و سرشاري در آمد انسان مي گردد. 

اجزاي ديگر خوان نوروزي

 1- آتشدان : آتشدان كه از آتش خاندان مايه مي گرفت در همه آيين هاي مذهبي بكار  مي رفت و بايد در ميان خوان نهاده مي شد و دانه هاي مقدس اسپند به همراه چوب هاي خوشبو در كنار آن جاي داشت.

 2- ماهروي و برسمBarsom  : ماهروي همان برسمدان است. به علت اينكه تيغه هاي نگهدارنده برسم ها شكل هلال ماه است. از اين رو آنرا ماهروي مي نامند. شاخه هايي كوتاه از انار ، بيد ، انجير و زيتون را به دارازاي سه بند مي برديدند و آنها را به تعداد سه ، هفت ، دوازده يا بيست و يك بر سر خوان در ماهروي جاي مي دادند. برسم را معمولا بر سر خوان غذا هم قرار مي دادند و نماد بركت گياهي بود. دسته اي از آنرا پيش از خوردن غذا بدست مي گرفتند و آفرين مي خواندند. در دوره ساسانيان براي اينكه خوان شاهان شكوه بيشتري داشته باشد اين تركه را از زر (طلا) مي ساختند و به آنها زرين تره مي گفتند. كم كم برسم هاي فلزي به آيين هاي ديني هم راه يافت.

3-كتاب مقدس : چون جشن نوروز يك جشن ملي بود هر خانواده اي مي توانست مذهبي ويژه خود را بر روي خوان نوروزي بگذارد. در دوران ساسانيان كتاب اوستا را بر سر سفره مي گذاشتند و پيش از فرا رسيدن سال نو قسمت فروردين يشت آنرا كه مربوط به فروهرهاي شاهان ، پاكان ، پارسايان ، دلاوران و شهسواران است ، مي خواندند. امروزه نيز مسمانان و كليميان قران و تورات بر سر خوان نوروزي ميگذارند.       

 4- كوزه آب : كوزه آب كه توسط دختران نو رسيده از زير آسياب ها پر مي شود با زيتني از گردن بند بر سر خوان نوروزي قرار مي دادند. امروزه به جاي كوزه از تنگ هاي كوچكي استفاده مي شود كه سبزي بر روي آنها سبز كرده اند و تنگ را با روبان هايي مي آرايند.

 5- نان : نان نمادي از بركت است. در دوران ساسانيان نان هايي را  به اندازه كف دست بود ، مي پختند و آنها را كه درون Dron مي ناميد بر سر خوان نوروزي مي گذاشتند. گاهي بر آنها آ‏فرين مي خواندند و  آنها  را بركت مي بخشيدند. امروزه ظرفي از نان يا نان سنگك بزرگي بر روي سفره قرار مي دهند كه در آيين زناشويي هم اين كار انجام مي شود. گاهي بر روي نان با دانه هاي كنجد « مبارك باد » مي نويسند.        

 در دوران ساسانيان بر گوشه هاي خوان نوروزي مي نوشتند « افزون باد » يا « افزا باد » كه موجب بركت خوان در همه سال مي شد. اين واژه ها را بر روي سكه هاي ساساني نيز ضرب مي كردند تا بركت پول را افزايند.

6- شمعدان : در دو سوي آتشدان شمعدان هاي گرانبها يا چراغ هايي مي نهادند و آنها را مي     افروختند و اين نشاني از دنياي فروغ بي پايان بود كه جايگاه فروهران است. نور و روشنايي در مراسم   مذهبي از جايگاه ويژه اي برخوردار بود. زيرا دنياي روشنايي قلمرو اورمزد و هر جا كه نور و آتش باشد ، اهريمن را بدان جا راهي نيست. 

7- شير : شير تازه دوشيده شده نمادي از غذاي نوزاد كيهاني است. زيرا بر اساس اسطورهاي آفرينش انسان در گهنبار همس پت ميديم گاه يعني در روز 365 سال آفريده شده است. بنابراين در جشن زايش ، آدميان نيز به شير نياز دارند. شير در مراسم مذهبي مقدس شمرده مي شود و گاهي آنرا با عصار گياه هوم در مي آميختند. پنير تازه هم كه از فرآورده هاي شير است و داراي انديشه باروري است بر سر سفره نوروزي قرار دارد. پادشاهان ساساني در بامداد نوروز از خرمايي كه درون كاسه شير ريخته  مي شد به همراه پنير تازه مي خورند كه بركت افزا بود.

 8- تخم مرغ : انواع سفيد و رنگين آن بايد زينت بخش خوان نوروزي باشد. چون تخم و تخمه نمادي از    نطفه و نژاد است و در روز جشن تولد آدميان تخم مرغ تمثيلي از نطفه باروري است كه بزودي بايد جان بگيرد تا زايش كيهاني انجام پذيرد. پوست تخم مرغ خود نمادي از آسمان و طاق كيهان است. ميترا نيز بنابر اسطوره  از تخم كيهاني بوجود آمد.

در روستا ها رسم بر اين است كه يكي از تخم مرغها را بر روي آيينه مي گذارند و اعتقاد دارند كه در هنگام تحويل سال وقتي كه گاو آسماني كره زمين را شاخي به شاخ ديگر خود مي افكند ، تخم مرغ بر روي آيينه خواهد جنبيد.

9- آيينه : از نظر واژه شناسي از ريشه ادونك  Advenakبه معني شكل و ديدار آمده است. در نخستين روز نوروز كه انسان كيهاني بر اثر آميختن فروهر مينوي با نيروهاي ديگر شكل مي گيرد ، بايد نماد آن در خوان نوروزي باشد تا شكل پذيري آسان گردد. از اين رو يك آيينه را در بالاي خوان نوروزي و آيينه را در بالاي خوان نوروزي و آيينه ديگر را زير تخم مرغ مي گذارند.

10- ماهي: اسفند ماه در برج حوت ( ماهي ) است و به هنگام نوروز برج حوت به حمل (شتر ) تحويل مي شود ، از اين رو نمادي از آخرين ماه سال در خوان نوروزي گذاشته مي شود. علاوه بر آن ماهي يكي از نمادهاي آناهيتا فرشته آب و باروري است و وجود آن در سفره نوروزي باعث بركت و باروري در سال نو مي گردد. خوردن غذاي ماهي در شب عيد هم به همين دليل است.

11-انار : از مقدس ترين درختان است. مردم به تك درخت انار نزديك زيارتگاه ها و بالاي تپه ها و كوه ها دخيل مي بندند و تركه هاي انار را به عنوان برسم مقدس در آيين بدست مي گرفتند. شكل غنچه و گل انار مثل آتشدان است و هميشه مقدس شمرده مي شد. پردانگي انار هم نماد بركت و باروري است.

12- گل بيدمشك : نمادي از امشاسپند سپندارمزد و گل ويژه اسفند ماه است.

13- نارنج : نمادي از گوي زمين است و هنگامي كه در ظرف آبي نهاده شود نمادي از زمين در كيهان است. گردش آن هم بر روي آب نمودار گذشتن برجهاي دوازده گانه و تحويل سال است.

14-دانه هاي اسپند : اسفند از واژه اوستايي Spanta به معني مقدس گرفته شده است. امروزه در خانواده ها براي دفع چشم زخم بر روي آتش پاشيده مي شود. دانه هاي اسپند به رشته كشيده  زينت بخش خانه هاي روستايي است.

بر سر خوان نوروزي چيزهاي ديگري مثل شيريني و نقل كه نماد شيرين كامي است و آرد كه نمادي از بركت است ، گذاشته مي شود.

 

     

                                       برگرفته ار چند کتاب و مقاله (رها)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 فروردین1386ساعت   توسط رها  | 

 


         

      در ايران آمدن نوروز بر چهار پايه از مراسم و آداب كه همواره به دسته‌ها و شاخه‌هاي گوناگون بخش    مي شوند، شكل مي يابد:
        نخست: نوروز و پاكيزگي
        دو ديگر: نوروز و نونواري (تازه شدن)
        سه ديگر: نوروز و تكاپو و تندرستي
        چهارم: نوروز و استواري و پايندگي زنجيره وابستگي‌ها و پيوستگي‌ها
اين چهار پايه، آيين نوروز را شكل مي بخشند كه در يك گردش فلكي، براي ايرانيان سه تغيير رويه در كاركرد و زندگي پيش مي آورد:
   الف: پيشباز رفتن نوروز
   ب: نوروزداري
   ج: آداب ويژه زندگي در نوروز
در اين تغيير رويه‌ها ماجراگونه‌هايي تحت عناوين زماني ، فصلي ، اجرايي نيز نام آيين به خود مي گيرد. پس نوروز،‌ خود بزرگ آييني است كه از خرده آيين‌ها تشكيل مي شود، كه همگي آنان جاي پژوهش و ثبت و كدگذاري و دسته بندي و گردآوري دارد، آيين‌هايي چون: حكومت زنان (مزدگيران) ، حكومت ميرنوروزي ، همياري نوروزي، جشن مردگان ، روز نابر ، روز پرهيز ، روز دروغ گفتن، جشن گاه (عيدگاه) نوروزي ، مسابقات نوروزي ، رقص‌ها و بازي‌هاي نوروزي در دو گروه جوانان و نوجوانان و ميانسالان و سالخوردگان ، روز كوچ نمايش دادن با حيوانات ، جنگ انداختن حيوانات ، پخت و پز نوروزي ، نامگذاري نوروزي موسيقي‌ها، آوازها و ترانه‌هاي نوروزي في البداهه ، مهمان نوازي نوروزي و ... بسياري ديگر از خرده آيين‌ها كه اهميت نوروز را به خوبي نشان مي دهد.

2- مجريان موسيقي نوروز در ايران
در اين آيين‌ها، موسيقي چه به صورت آوازي، چه به صورت سازي و چه به صورت تركيبي، حضوري زيبا، ناملموس و شگفت آور دارد كه در گونه‌هاي زير مي توان آن را دسته بندي كرد:
1- موسيقي نيايش و توسل
2- موسيقي ستايش بهار و نوروز
3- موسيقي آرزومدارانه تغزلي (عاشقانه)
4- موسيقي شوخ (طنز)
5- موسيقي مژده بخش دگرگوني فصل (سال)
6- موسيقي بازي‌هاي ويژه جشن گاه‌هاي نوروزي
7- روايتگري موسيقايي
8- نمايش گونه‌ها (خرده نمايش‌هاي) موسيقايي
مجريان اين موسيقي‌ها از لحاظ جنسيت اجراكنندگان به دو گروه مرد و زن تقسيم مي شوند، اما در جشن گاه‌ها نوازندگان مرد براي زنان نيز اجازه اجراي موسيقي را آن هم فقط براي اجراي بازي‌هاي خاص زنان و رقص‌هاي آنان دارند.
ادواتي كه در موسيقي نوروز در ايران در مناطق و نواحي ايران در محدوده اقوام، طوايف و عشاير كاربرد دارند عبارتند از: سرنا، دوني (دوزله و قمشه هم مي گويند)، زل، كرنا، انواع دهل دستي و كوبه، كوس و نقاره، دايره، زنگ و زنگوله، تشت مسي، كوزه سفالين، لاوك (تشت چوبي)، قاشق و كاسه،‌ دوتار، قوپوز (ساز عاشيقي)، بالابان، تنبك فلزي، ني، ني لبك، زنبورك، تمبوين (دايره زنگي)، تمبورك، قيچك، دونلي، دوتار، تنبو،‌ رباب و كمانچه.
موسيقي نوروز در ايران در بخش بندي اجتماعي به دو دسته تقسيم مي شود:
الف: موسيقي شهري كه از دربار اميران و شاهان و حاكمان به عنوان موسيقي رسمي با نام موسيقي اصيل ايراني (سنتي) رواج داشته و دارد.
ب: ‌موسيقي غيرشهري ويژه مناطق و نواحي ايران که بر اساس ويژگي‌هاي اقوام و عشاير شکل گرفته است.
بر اين گونه موسيقي‌ها، موسيقي تيره‌هايي از كوليان (لوريان هند) را هم بايد افزود كه بيشتر موسيقي شاديانه‌ها و جشن گاهي به عهده آنان بود.
در موسيقي نوروز سه شيوه اجرايي وجود دارد:
1- تك خواني
2- آوازهاي ضدآوايي (آنتي فونيك) دو نفره
3- آوازها و ترانه‌هاي جمعي
گذشته از موسيقي‌هايي كه مي توان آن را موسيقي درون طايفه‌اي ناميد كه مجريان آن اغلب
غيرحرفه‌اي اند و فقط در محدوده خانه و زندگي خويش آن را به اجرا درمي آورند مانند لالايي‌هايي كه مادران براي فرزندان شان مي خواند و يا نوع دعاخواني تحويل سال كه بزرگترهاي خانواده بر سر سفره هفت سين مي خواند و يا آوازهاي شبانان و يا آوازهايي كه كوچك و بزرگ طوايف به وقت خود با هم و به مناسبت مي خوانند، موسيقي نوروز داراي اصناف خاص خود بوده كه در دو رده بساط اندازان و معركه گيران قرار مي گرفته اند. ولي در قرن كنوني با زوال فرهنگ‌ها به سبب ورود فرهنگ‌هاي بيگانه و تاثيرات عدم برنامه ريزي فرهنگي در سطح كلان جامعه، هر كسي كه تمايل به انجام اين گونه موسيقي‌ها دارد به آن مي پردازد و آنچه كه از هنر هنروران موسيقي ويژه نوروز بازمانده، به همت اينان بوده است.
در صنف معركه‌گيران، طبقات زير در موسيقي ويژه نوروز وجود داشته‌اند: حاجي‌فيروزها، كوسه‌ها، نوروزخوانان، توره‌ها، ساياچي‌ها، عروسك‌گردانان دوره‌گرد، عمو نوروزها، آهوبازها، رسن‌بازها، بازيگران اسب چوبي، باران‌خواهان، لال‌بازها.
در صنف بساط‌اندازان، طبقات زير در موسيقي ويژه نوروز حضور نمايش موسيقايي داشتند: شعبده‌بازان، آتش‌بازها، سيماچه‌‌بازها، خيمه‌شب‌بازها، پهلوانان نمايش گر، پرده‌خوانان،
مطربان دوره‌گرد نمايشگر، حيوان‌بازان (نظير خرس بازي‌دهندگان و يا بازي‌دهندگان بوزينه و انتر)، علاوه بر اين افراد هر طايفه و ايل براي خود فرد روايت گري را به عنوان بخشي، كلام‌گو، عاشيق و پهلوان داشتند كه در روزهاي نوروز براي مردم و بنا به درخواست آنان هر كدام حكايتي را بازگو مي‌كردند و چون بيشتر اين گونه مجالس در شب‌ها برگزار مي‌شد از جمعيت فراواني بهره مي‌برد.
شب‌هاي نوروز در ايران حكايات زيبايي در خود داشت و مراسمي ويژه كه باز از نوعي خنياگري موسيقايي غير حرفه‌اي بهره مي‌برد. مانند قاشق‌زني در شب چهارشنبه‌سوري، يا شال‌اندازي از بام بر داخل خانه‌ها، يا مناجات سر سال كه نيمه شب‌ها انجام مي‌شد.
از موسيقي ويژه نوروز در بخش موسيقي شهري به نوروز صبا، نوروزخارا، نوروز بزرگ، نوروز عجم، نوروز عرب، نوروز كوچك، خجسته و چكاوك مي‌توان اشاره كرد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 فروردین1386ساعت   توسط رها  |